دیکشنری فارسی

copulate

US'kɔpjə'leıt

معنی فارسی

جفت گيري کردن جماع کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/käp´yōō lāt´/vi.

جفت‌گیری کردن، جماع کردن، مقاربت جنسی کردن

some animals copulate once a year

برخی از جانوران سالی یک بار جفت‌گیری می‌کنند.

* copulation, n.

جفت گیری، جماع، مقاربت

واژه‌های دیگر با معنی «جفت گيري کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن