corresponding to معنی فارسی مطابق با مطابق واژههای دیگر با معنی «مطابق با» complied with مطابق با true copy رونوشت مطابق با اصل standardize با نمونه يا عيار قانوني مطابق کردن carload shipment حمل بار مطابق با ظرفيت بارگيري خودرو يا، کشتي، ارسال باربه اندازه ظرفيت حمل بار veridical راست، مطابق با واقع modernize بطرز نوين درآوردن، (يادرآمدن) با سليقه امروزي مطابق کردن (يا، شدن) modish متداول، مرسوم، مطابق با رسم معمول grammatical دستوري، صرف ونحوي، مطابق با ايين دستور PC CARD نام تجاري PCMCIA (مخفف Personal Computer، Memory Card International Association) که براي، کارتهاي افزودني مطابق با مشخصه PCMCIA به کار testamentary وصيتي، وابسته به وصيت نامه، وصيت شده