دیکشنری فارسی

veridical

معنی فارسی

راست مطابق با واقع

معنی کامل و مثال‌ها

/vǝ rid´i kǝl/adj.

● صادقانه، راست، درست

● واقعی، حقیقی

تعریف انگلیسی

adjective
  1. coinciding with reality “perceptual error...has a surprising resemblance to veridical perception"- F.A.Olafson”

واژه‌های دیگر با معنی «راست»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن