veridical معنی فارسی راست مطابق با واقع معنی کامل و مثالها /vǝ rid´i kǝl/adj.● صادقانه، راست، درست● واقعی، حقیقی واژههای دیگر با معنی «راست» right راست، درست، صحيح true راست، درست، صحيح plain dealing راست، بازي، سوداي درست upright راست، عمودي، درست straightforward راست، درست، بي پرده forthright راست، رک، مستقيم straight راست، مستقيم، درست straightish راست، مستقيم، رک apeak راست، (به طور) عمودي virgate راست، به شکل عصا