دیکشنری فارسی

plain dealing

معنی فارسی

راست بازي سوداي درست معامله راست حسيني راست باز درست بيرپا

معنی کامل و مثال‌ها

صاف و سادگی، رفتار منصفانه، انصاف

مترادف‌ها

noun
Honesty, sincerity, frankness, candor, ingenuousness, openness, truthfulness, plainness, straightforwardness, bluntness.

واژه‌های دیگر با معنی «راست»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن