دیکشنری فارسی

countermeasure

UKkauntəmeʒər US'kauntə'meʒə

معنی فارسی

پارسنگ اقدام متقابل.

معنی کامل و مثال‌ها

/kount´ǝr mezh´ǝr/n.

● اقدام متقابل، چاره‌جویی، اقدام جبران کننده، پادکار، پیشگیری

unless sufficient countermeasures are taken, unemployment will continue to rise

اگر تدابیر کافی اتخاذ نشود بیکاری بیشتر خواهد شد.

تعریف انگلیسی

noun
  1. an action taken to offset another action

واژه‌های دیگر با معنی «پارسنگ»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن