sash balancing weight معنی فارسی پارسنگ وزنه متعادل کننده واژههای دیگر با معنی «پارسنگ» countermeasure پارسنگ، اقدام متقابل. makeweight پارسنگ چيز کمي که براي افزايش سنگيني چيز، ديگر بکار برده شود counterbalance وزنه تعادل، پارسنگ، نيروي برابر counterweigh وزنه تعادل، پارسنگ، برابري کردن با counterpoise وزنه تعادل، پارسنگ، نيروي برابر counterweight وزنه برابر، وزنه تعادل، پارسنگ