دیکشنری فارسی

crashed

UKkræʃt USkræʃt

معنی فارسی

صداي شکستگي ، درغ ،

زمين خوردگي ياورشکستگي ناگهاني ، خردکردن

واژه‌های دیگر با معنی «صداي شکستگي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن