دیکشنری فارسی

crashing

UKkræʃiŋ US'kræʃıŋ

معنی فارسی

صداي شکستگي ، درغ ،

زمين خوردگي ياورشکستگي ناگهاني ، خردکردن

معنی کامل و مثال‌ها

/krash´iŋ/adj.

● صرف، کامل، تمام و کمال، حسابی

a crashing fool!

یک احمق تمام عیار!

تعریف انگلیسی

adjective
  1. informal intensifiers “what a bally (or blinking) nuisance” “a bloody fool” “a crashing bore” “you flaming idiot”

واژه‌های دیگر با معنی «صداي شکستگي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن