دیکشنری فارسی

crawly

UKkrɔːliː US'krɔlı

معنی فارسی

خزنده .

معنی کامل و مثال‌ها

/krôl´ē/adj.

رجوع شود به: creepy

واژه‌های دیگر با معنی «خزنده .»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن