reptant معنی فارسی خزنده روي زمين خوابيده کشاله کن معنی کامل و مثالها /rep´tǝnt/adj.● (زیست شناسی) خزنده واژههای دیگر با معنی «خزنده» reptile خزنده، آدم پست، سينه مال رونده creeper خزنده، جنبنده، قلاب لاروب creeping خزنده، جنبنده groveller خزنده، پست. reptilian خزنده crawly خزنده . herpetologist خزنده شناس herpetologic خزنده شناسي herpetologically خزنده شناسي herpetology خزنده شناسي