creesh معنی فارسی چاق چرب چرب کردن. واژههای دیگر با معنی «چاق» tubby چاق، فربه، خمره وار fattish چاق، متمايل به چاق. chuffy چاق وچله، کوتوله وچاق، ترشرو soft coal ذغال سنگ چاق tool sharpener ابزار چاق کن butterball شخص خپله و چاق.، آدم چاق، خيکي putto بچه فرشته ي چاق cold upsetting die حديده چاق گرداني سرد beefy گوشت الو، چاق، فربه . porky مانند خوک، چاق