cross cut معنی فارسی برش عرضي syn : horizontal cut واژههای دیگر با معنی «برش عرضي» transection برش عرضي، مقطع عرضي transversal section برش عرضي cross sectional data داده هاي برش عرضي، داده ها در يک مقطع زماني transect بطور عرضي برش کردن، برش عرضي کردن. cross section مقطع عرضي، برش عرضي terete گرد، مدور، حلقوي transverse section مقطع عرضي، برش متقاطع