دیکشنری فارسی

terete

معنی فارسی

گرد، مدور، حلقوي،

استوانه اي شکل در برش عرضي.

معنی کامل و مثال‌ها

/te rēt´/adj.

● (زیست شناسی - در برش عرضی یا مقطع برداری) گرد، استوانه‌ای

ریشه و کاربرد

ریشه

From Latin 'teres', meaning 'rounded, polished'.

مثال

  • The plant has terete stems.
  • The terete shape of the rod made it easy to handle.
  • The terete design of the pillar gave it a sleek look.

ترکیب‌های رایج

Terete stem Terete rod Terete pillar Terete shape

تعریف انگلیسی

adjective
  1. especially of plant parts; cylindrical and tapering

واژه‌های دیگر با معنی «گرد»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن