دیکشنری فارسی

curling

UKkəːliŋ US'kə:lıŋ

معنی فارسی

فردادن ، سنگ بازي روي يخ

معنی کامل و مثال‌ها

/ku_rl´iŋ/n.

● بازی کرلینگ (دو گروه چهار نفری، در مقابل هم روی یخ بازی می‌کنند و هدف لغزاندن دیسک فلزی یا curling stone به دروازه‌ی حریف است و بازیکنان چوگان‌های جاروب مانند در دست دارند)

تعریف انگلیسی

adjective
  1. a game played on ice in which heavy stones with handles are slid toward a target
  2. of hair having curls

واژه‌های دیگر با معنی «فردادن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن