frounce
معنی فارسی
چين دادن فردادن (مو) چين خوردن گره خوردن ظاهرسازي کام
معنی کامل و مثالها
/frouns/vt., vi.
● (قدیمی) فرفری کردن (مو)، چین انداختن، چین دار کردن
چين دادن فردادن (مو) چين خوردن گره خوردن ظاهرسازي کام
/frouns/vt., vi.
● (قدیمی) فرفری کردن (مو)، چین انداختن، چین دار کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن