daff معنی فارسی کنارگذاشتن دورانداختن واژههای دیگر با معنی «کنارگذاشتن» pigeonhole درخانه ميزياقفسه گذاشتن، کنارگذاشتن، براي وقت ديگرگذاشتن furl پيچيدن (وبالازدن)، جمع کردن، بستن save رهانيدن، رهايي دادن، نجات دادن