darksome
معنی فارسی
تاريک تيره ديجور نامعلوم ابري مبهم سيه چرده
معنی کامل و مثالها
/-sǝm/adj.
● (قدیمی - شاعرانه)
● تیره، تاریک
● غمانگیز، دلگیر
مترادفها
adjective
Obscure, gloomy. See dark.
تاريک تيره ديجور نامعلوم ابري مبهم سيه چرده
/-sǝm/adj.
● (قدیمی - شاعرانه)
● تیره، تاریک
● غمانگیز، دلگیر
adjective
Obscure, gloomy. See dark.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن