daunts UKdɔːnts معنی فارسی ترسانيدن بي جرات کردن واژههای دیگر با معنی «ترسانيدن» dismay ترسانيدن، بي جرات کردن، ترسيدگي daunt ترسانيدن، بي جرات کردن funk هراس، بيم، ادم ترسو dash خردکردن، زدن، پرت کردن