دیکشنری فارسی

dawned

UKdɔːnd USdɔnd

معنی فارسی

فجر طلوع روشن شدن هنگام فجر دميدن طلوع کردن نمايان شدن

واژه‌های دیگر با معنی «فجر»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن