dead-alive معنی فارسی کسل کننده خسته کننده يک نواخت واژههای دیگر با معنی «کسل کننده» tediously بطور کسل کننده homilies حرفهاي کسل کننده mawkishly بطور بي مزه يا کسل کننده prosy خسته کننده، کسل کننده، عاري از لطافت prosish خسته کننده، کسل کننده، عاري از لطافت tedious خسته کننده، کسل کننده، مزاحم wearisome خسته کننده، کسل کننده irksome خستگي آور، کسل کننده weariful خسته کننده، کسل کننده . ponderously بسنگيني، بطور کسل کننده