دیکشنری فارسی

dealership

US'di:lə'ʃıp

معنی فارسی

نمايندگي

معنی کامل و مثال‌ها

/-ship´/n.

(عاملی که توزیع انحصاری کالا یا خدمتی را در ناحیه‌ای به عهده دارد) نمایندگی

he owns the Ford dealership in our town

او در شهر ما نمایندگی (اتومبیل‌های) فورد را دارد.

واژه‌های دیگر با معنی «نمايندگي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن