دیکشنری فارسی

delegacy

UKdeligəsiː

معنی فارسی

نمايندگي انتخاب نماينده دسته نمايندگان

معنی کامل و مثال‌ها

/del´ǝ gǝ sē/n.

نمایندگی، وکالت

هیئت نمایندگی، گروه نمایندگان

تعریف انگلیسی

noun
  1. the state of serving as an official and authorized delegate or agent
  2. a group of representatives or delegates
  3. the appointment of a delegate

واژه‌های دیگر با معنی «نمايندگي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن