دیکشنری فارسی

debacle

UKdebəkl USdə'bɔkəl

معنی فارسی

افتضاح ، سقوط ناگهاني حکومت و غيره ،

سرنگوني.

معنی کامل و مثال‌ها

/di bä´kǝl, dā-/n.

(در رودیخزده و غیره) یخ شکنی (در هم - شکسته شدن و روان شدن یخ در اثر گرما و غیره)، یخ‌کافت

(روان شدن آب و یخ و چیزهای شناور دیگر با سرعت سیل‌آسا) آبتاز، تنداب

شکست خورد کننده، هزیمت، آذرنگ، انهزام، دمار

the army's debacle caused the death of many soldiers

شکست افتضاح‌آمیز قشون باعث مرگ سربازان فراوانی شد.

افتضاح، افتالش (افتالیدن)، رسوایی، آبروریزی

her performance in that scene was a complete debacle

بازی او در آن صحنه افتضاح محض بود.

تعریف انگلیسی

noun
  1. a sudden and violent collapse
  2. flooding caused by a tumultuous breakup of ice in a river during the spring or summer
  3. a sound defeat

مترادف‌ها

noun
1. Break up (especially of ice), rush, crashing flood, cataclysm.
2. Rout, wild flight, stampede.

واژه‌های دیگر با معنی «افتضاح»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن