debacle
UKdebəkl
USdə'bɔkəl
معنی فارسی
افتضاح ، سقوط ناگهاني حکومت و غيره ،
سرنگوني.
معنی کامل و مثالها
/di bä´kǝl, dā-/n.
● (در رودیخزده و غیره) یخ شکنی (در هم - شکسته شدن و روان شدن یخ در اثر گرما و غیره)، یخکافت
● (روان شدن آب و یخ و چیزهای شناور دیگر با سرعت سیلآسا) آبتاز، تنداب
● شکست خورد کننده، هزیمت، آذرنگ، انهزام، دمار
the army's debacle caused the death of many soldiers
شکست افتضاحآمیز قشون باعث مرگ سربازان فراوانی شد.
● افتضاح، افتالش (افتالیدن)، رسوایی، آبروریزی
her performance in that scene was a complete debacle
بازی او در آن صحنه افتضاح محض بود.
تعریف انگلیسی
noun
- a sudden and violent collapse
- flooding caused by a tumultuous breakup of ice in a river during the spring or summer
- a sound defeat
مترادفها
noun
1. Break up (especially of ice), rush, crashing flood, cataclysm.
2. Rout, wild flight, stampede.