دیکشنری فارسی

debatable

UKdibeitəbl USdə'beıtəbəl

معنی فارسی

قابل بحث قابل مناظره مورد دعوا

معنی کامل و مثال‌ها

/dē bāt´ǝ bǝl, di-/adj.

قابل بحث، پرسش‌پذیر، تردید پذیر، محل گفتگو، گفتگو پذیر، گفتمان پذیر

his claims against the company are highly debatable

ادعاهای او بر علیه شرکت بسیار قابل تردیداند.

بحث‌انگیز، گفتمان‌انگیز

مورد کشمکش، مورد دعوا، مورد ادعا

تعریف انگلیسی

adjective
  1. open to doubt or debate “If you ever get married, which seems to be extremely problematic”
  2. open to argument or debate “that is a moot question”
  3. capable of being disproved

مترادف‌ها

adjective
Disputable, open to discussion.

واژه‌های دیگر با معنی «قابل بحث»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن