decease
UKdisiːs
معنی فارسی
مرگ درگذشت وفات رحلت درگذشتن
معنی کامل و مثالها
/dē sēs´, di-/n., vi.
● مرگ، وفات، فوت
upon your decease, the property will pass to your wife
در صورت فوت شما، ملک به همسرتان منتقل خواهد شد.
● مردن، فوت کردن، وفات یافتن (از واژهی die رسمیتر و مودبتر و حقوقیتر است)
her husband is deceased
شوهرش مرحوم شده است.
مترادفها
I. noun
Demise, dying. See death.
II. verb neuter
Depart. See die.