deciduousness معنی فارسی افتنده ريزنده برگ ريز زودگذر واژههای دیگر با معنی «افتنده» falling افتنده، ريزنده، سقوط کننده deciduous افتنده، ريزنده، برگ ريز D. مخفف کلمات زير است :، افتنده، آنچه خواهد افتاد deciduous decidua غشاء فاني، پرده افتنده زهدان tumbler خراب، لغزان، افتنده caducous ريزنده، زودريز، افتنده