دیکشنری فارسی

declamatory

UKdiːklæmətriː

معنی فارسی

فصيح فصيحانه

معنی کامل و مثال‌ها

/dē klam´ǝ tôr´ē,di-/adj.

وابسته به خوشخوانی (دکلمه)

(روش سخن گفتن و خواندن) مطنطن، پر حرارت و پر طمطراق (و اغلب غلوآمیز)

مترادف‌ها

adjective
1. In the style of declamation.
2. Rhetorical, grandiloquent, inflated, bombastic, swelling, pompous, turgid, pretentious, high flown, high sounding, fustian.

واژه‌های دیگر با معنی «فصيح»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن