دیکشنری فارسی

perspicuous

UKpəspikjeəs

معنی فارسی

روشن واضح دريافتني فهميدني روشن نويس فصيح

معنی کامل و مثال‌ها

/pǝr spik´yōō ǝs/adj.

روشن، واضح، صریح، سلیس

a perspicuous argument

بحثی که به آسانی قابل فهم است

perspicuous in meaning

دارای معنی روشن

try to write perspicuously

سعی کن روشن بنویسی.

* perspicuity, n.

روشنی، وضوح، صراحت، سلاست

مترادف‌ها

adjective
Clear, lucid, plain, transparent, intelligible, distinct, explicit, unequivocal, obvious.

واژه‌های دیگر با معنی «روشن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن