دیکشنری فارسی

unobstructed

UKʌnəbstrʌktid US'ʌnəbs'trʌktıd

معنی فارسی

روشن اشکار واضح صريح شفاف زلال پاک مبرا ازاد خالي تهي

مترادف‌ها

adjective
Unhindered, unimpeded, open, clear.

واژه‌های دیگر با معنی «روشن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن