دیکشنری فارسی

deep-seated

معنی فارسی

گود

معنی کامل و مثال‌ها

/-sēt´id/adj.

عمیق، ریشه‌دار

پنهانی، ناآشکار

واژه‌های دیگر با معنی «گود»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن