defamer UKdifæmər معنی فارسی بدنام کننده رسوا کننده واژههای دیگر با معنی «بدنام کننده» libellist بدنام کننده، مفتري disreputable بدنام (کننده)، بي ابرو (سازنده)، مايه رسوايي discreditable بي اعتبارسازنده، بدنام کننده libellous افترا آميز، بدنام کننده libeller کسيکه هجونامه ياتوهين نامه براي کسي ديگر، چاپ مي کند، بدنام کننده defamatory افترا آميز، تهمت آميز، بدنام کننده