دیکشنری فارسی

defraud

USdıf'rɔd

معنی فارسی

گول زدن ، فريب دادن ، گوش (کسي را) بريدن ،

مغبون کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/dē frôd´, di-/vt.

گوشبری کردن، کلاهبرداری کردن، گول زدن (در امور مالی)

she was defrauded of her money by her son- in-law

دامادش پول او را با کلک از چنگش درآورد.

he tried to defraud me too

او کوشید گوش مرا هم ببرد.

مترادف‌ها

verb active
Cheat, cozen, trick, dupe, gull, deceive, overreach, circumvent, delude, hoodwink, chouse, beguile, impose upon.

واژه‌های دیگر با معنی «گول زدن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن