degust معنی فارسی لذت بردن مزه مزه کردن. واژههای دیگر با معنی «لذت بردن» enjoy لذت بردن از، برخوردارشدن از، بهره بردن از enjoyably لذت بردن از، برخوردارشدن از، بهره بردن از overjoy بيش از حد لذت بردن، محظوظ کردن. amok ادمکشي کردن، لذت بردن از ادمکشي، مجنون amuk ادمکشي کردن، لذت بردن از ادمکشي، مجنون masochism رضا بجفاي معشوق يا معشوقه، لذت بردن ار جفاي معشوق يا معشوقه masochistically رضا بجفاي معشوق يا معشوقه، لذت بردن ار جفاي معشوق يا معشوقه algolagnia درددوستي جنسي، لذت بردن از درد و رنج (مازوشيسم) revel شادماني کردن (باصدا)، شادي کردن، عياشي کردن delectate خوشي، دلخوشي، لذت