demandant معنی فارسی خواستار خواهنده مطالبه کننده معنی کامل و مثالها /-ǝnt/n.● (حقوق) خواهان، شاکی، مدعی واژههای دیگر با معنی «خواستار» wisher خواستار، ارزو کننده . redemand دوباره خواستار شدن، واپس خواستن، باز خواستن would be کسيکه دلش ميخواهد بمقامي برسد، خواستار. requester خواهش کننده، خواستار. demanding (exacting=) طاقت فرسا، سخت، خواستار wish خواستن، ميل داشتن، آرزو داشتن