دیکشنری فارسی

demur

UKdimjeər USdı'mə:

معنی فارسی

اشکال کردن شبهه کردن اعتراض کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/dē mu_r´, di-/vi., n.

دو دلی کردن، شک و شبهه داشتن، سرباز زدن، چون و چرا کردن

I suggested that we hire him but the boss demurred

من پیشنهاد کردم که او را استخدام کنیم ولی رئیس سرباز زد.

(حقوق) به صلاحیت دادگاه اعتراض کردن، ایراد عدم کفایت ادله را (به دادگاه) تسلیم کردن

تردید، دودلی، شک و شبهه

after some delay and demur ...

پس از قدری تاخیر و تردید ...

مخالفت، ایراد، اعتراض (demural هم می‌گویند)

* without demur

بی‌چون و چرا

تعریف انگلیسی

verb
  1. take exception to “he demurred at my suggestion to work on Saturday” “Verb Frames:” “Somebody ----s” “Somebody ----s PP”
  2. enter a demurrer “Verb Frames:” “Somebody ----s”

مترادف‌ها

verb neuter
1. Hesitate, pause, stop, waver, be in doubt, stop to consider.
2. Object, raise objections, scruple, state scruples, take exceptions.

واژه‌های دیگر با معنی «اشکال کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن