demurrant معنی فارسی اعتراض کننده معترض واژههای دیگر با معنی «اعتراض کننده» objector اعتراض کننده، معترض، ايراد کننده (يا کننده) challenger دعوت کننده، خواننده، اعتراض کننده remonstrator نکوهش کننده، تعرض کننده، معترض remonstrant نکوهش آميز، تعرض آميز، نکوهش کننده