دیکشنری فارسی

denotation

UKdenəteiʃən

معنی فارسی

دلالت اشاره تشخيص تعيين نشان

معنی کامل و مثال‌ها

/dē´nō tā´shǝn/n.

● معنی، حاکی بودن، چمداری، دلالت

● (معنی مستقیم و اصلی واژه) معنی صریح (در مقایسه با معنی ضمنی: connotation)، آشکار چم

this word has one denotation and several connotations

این واژه یک معنی صریح (آشکارچم) و چندین معنی ضمنی (همراه چم) دارد.

● نشان، علامت، اشاره، مشخص‌سازی

the denotation of plural forms by adding "s"

نشان دادن اشکال جمع با افزودن "s"

● (نادر) نام مشخص کننده، عنوان، شناسنام

● (منطق) دلالت مصداقی

تعریف انگلیسی

noun
  1. the act of indicating or pointing out by name
  2. the most direct or specific meaning of a word or expression; the class of objects that an expression refers to “the extension of `satellite of Mars' is the set containing only Demos and Phobos”

واژه‌های دیگر با معنی «دلالت»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن