دیکشنری فارسی

denotative

معنی فارسی

دلالت کننده معني دهنده مشعر

معنی کامل و مثال‌ها

/dē´nō tāt´iv/adj.

● نشانگر، حاکی، حکایت کننده از، دلالت کننده

● وابسته به معنی صریح، آشکارچمی

تعریف انگلیسی

adjective
  1. having the power of explicitly denoting or designating or naming
  2. in accordance with fact or the primary meaning of a term

واژه‌های دیگر با معنی «دلالت کننده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن