denticulate
معنی فارسی
دندانه دندانه کنگره کنگره
معنی کامل و مثالها
/den tik´yōō lit, -lāt´/adj.
● دندانچهدار، دندانکدار
● (معماری) دندانهدار، کنگرهدار
● (گیاهشناسی) دارای دندانههای ریز، ریز دندانهدار (denticulated هم میگویند)
دندانه دندانه کنگره کنگره
/den tik´yōō lit, -lāt´/adj.
● دندانچهدار، دندانکدار
● (معماری) دندانهدار، کنگرهدار
● (گیاهشناسی) دارای دندانههای ریز، ریز دندانهدار (denticulated هم میگویند)
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن