دیکشنری فارسی

jaggedly

UKdʒægdliː

معنی فارسی

دندانه دار دندانه دندانه ناهموار داراي بريدگي

تعریف انگلیسی

adverb
  1. with a ragged and uneven appearance “a long beard, raggedly cut” “Derived from adjective: jagged, ragged (for: raggedly)”

واژه‌های دیگر با معنی «دندانه دار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن