serrate
UKsireit
معنی فارسی
دندانه دندانه اره اي منشاري
معنی کامل و مثالها
/ser´āt´/adj., vt.
● دارای لبهی اره مانند، اره لب، دندانهدار، ارهای، مضرس
a serrate leaf
برگ اره لب
● اره لب کردن، مضرس کردن، ارهای کردن
a serrated knife
چاقوی اره لب
to serrate a steel blade
تیغهی پولادین را اره لب کردن
مترادفها
adjective
(also serrated)
Notched, indented, toothed, denticulated, jagged.