دیکشنری فارسی

serrate

UKsireit

معنی فارسی

دندانه دندانه اره اي منشاري

معنی کامل و مثال‌ها

/ser´āt´/adj., vt.

● دارای لبه‌ی اره مانند، اره لب، دندانه‌دار، اره‌ای، مضرس

a serrate leaf

برگ اره لب

● اره لب کردن، مضرس کردن، اره‌ای کردن

a serrated knife

چاقوی اره لب

to serrate a steel blade

تیغه‌ی پولادین را اره لب کردن

تعریف انگلیسی

adjective
  1. make saw-toothed or jag the edge of “serrate the edges of the teeth” “Somebody ----s something” “Something ----s somethingII”
  2. notched like a saw with teeth pointing toward the apex

مترادف‌ها

adjective
(also serrated)
Notched, indented, toothed, denticulated, jagged.

واژه‌های دیگر با معنی «دندانه دندانه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن