دیکشنری فارسی

serrate

UKsireit

معنی فارسی

دندانه دندانه اره اي منشاري

معنی کامل و مثال‌ها

/ser´āt´/adj., vt.

دارای لبه‌ی اره مانند، اره لب، دندانه‌دار، اره‌ای، مضرس

a serrate leaf

برگ اره لب

اره لب کردن، مضرس کردن، اره‌ای کردن

a serrated knife

چاقوی اره لب

to serrate a steel blade

تیغه‌ی پولادین را اره لب کردن

مترادف‌ها

adjective
(also serrated)
Notched, indented, toothed, denticulated, jagged.

واژه‌های دیگر با معنی «دندانه دندانه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن