دیکشنری فارسی

depopulated

UKdiːpɔpjuleitid

معنی فارسی

کم جمعيت کردن ازابادي انداختن کم جمعيت شدن

تعریف انگلیسی

adjective
  1. having lost inhabitants as by war or disease “the 15th century plagues left vast areas of Europe depopulated”

واژه‌های دیگر با معنی «کم جمعيت کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن