دیکشنری فارسی

depositary

USdə'pɔzı'terı

معنی فارسی

امانت دار سپرده نگهدار

معنی کامل و مثال‌ها

/dē päz´ǝ ter´ē/n.,pl.

● (شخص) گنجور، ودیعه‌پذیر، (بانک و شرکت و غیره) ودیعه‌گاه، سپرده‌گاه، گروگاه، سپارشگاه

● رجوع شود به: dipository

تعریف انگلیسی

noun
  1. a facility where things can be deposited for storage or safekeeping

مترادف‌ها

noun
Trustee, guardian, fiduciary.

واژه‌های دیگر با معنی «امانت دار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن