دیکشنری فارسی

trustee

UKtrʌstiː US'trʌs'ti:

معنی فارسی

امانت دار امنا امين متولي

معنی کامل و مثال‌ها

/trus tē´/n., vt.

● امین، عضو هیئت امنا

board of trustees

هیئت امنا

● معتمد، متولی، سرپرست (صغیران یا اموال آنها و غیره)

● رجوع شود به: garnishee

● به معتمد یا قیم سپردن، تحت سرپرستی شخص ثالث قرار دادن

● قیم

تعریف انگلیسی

noun
  1. a person (or institution) to whom legal title to property is entrusted to use for another's benefit
  2. members of a governing board

مترادف‌ها

noun
Depositary, fiduciary.

واژه‌های دیگر با معنی «امانت دار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن