دیکشنری فارسی

deputies

US'depjətız

معنی فارسی

نماينده جانشين نايب قائم مقام معاون

واژه‌های دیگر با معنی «نماينده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن