دیکشنری فارسی

spokesman

UKspouksmən US'spəuksmən

معنی فارسی

نماينده حرف زن ترجمان

معنی کامل و مثال‌ها

/spōks´mǝn/n., pl.

سخنگو (معمولا مرد)

مترادف‌ها

noun
Speaker, prolocutor.

واژه‌های دیگر با معنی «نماينده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن