دیکشنری فارسی

derision

UKdiːriʒn USdə'rıʒən

معنی فارسی

ريشخند استهزاء

معنی کامل و مثال‌ها

/di rizh´ǝn/n.

تمسخر، خندیدن به (از روی تحقیر)، ریشخند، استهزا، مچل کردن

his foreign accent provoked the students' derision

لهجه‌ی خارجی او موجب تمسخر دانشجویان شد.

(نادر) شخص یا چیز مورد تمسخر

تعریف انگلیسی

noun
  1. contemptuous laughter
  2. the act of deriding or treating with contempt

مترادف‌ها

noun
Ridicule, mockery, scorn, contempt.

واژه‌های دیگر با معنی «ريشخند»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن