دیکشنری فارسی

fleer

UKfliːər USflıə

معنی فارسی

ريشخند خنده نيشي تمسخر ريشخندزدن (به) گريزنده تمسخرکردن

معنی کامل و مثال‌ها

/flir/vi., vt., n.

نیشخند زدن، دهن‌کجی کردن، به باد تمسخر گرفتن

نیشخند، دهن‌کجی، مسخره کردن، دست انداختن

تعریف انگلیسی

verb
  1. someone who flees from an uncongenial situation “fugitives from the sweatshops”
  2. contempt expressed by mockery in looks or words “Verb Frames:” “Somebody ----s” “Somebody ----s PP”

مترادف‌ها

noun, verb neuter
Gibe, scoff, mock, jeer.

واژه‌های دیگر با معنی «ريشخند»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن