دیکشنری فارسی

desirous

UKdizaiərəs

معنی فارسی

مايل خواهان ارزومند مشتاق

معنی کامل و مثال‌ها

/di zīr´ǝs/adj.

خواهان، آرزومند، خواستار، یازان، کامجو، مشتاق، علاقمند

desirous of meeting her

مشتاق دیدار او

we are desirous of establishing friendly relations with Pakistan

ما خواستار برقراری روابط دوستانه با پاکستان هستیم.

مترادف‌ها

adjective
Eager, longing, solicitous, desiring, feeling a desire.

واژه‌های دیگر با معنی «مايل»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن