دیکشنری فارسی

inclinable

UKinklinəbl

معنی فارسی

مايل متمايل مساعد

معنی کامل و مثال‌ها

/in klīn´ǝ bǝl/adj.

متمایل، موافق، متوافق

تمایل پذیر، کژ کردنی، خم پذیر

واژه‌های دیگر با معنی «مايل»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن